انتظار...
بهانه ای که ندارم...دلم روانه ی توست
اگرچه این غزلم هم سر بهانه ی توست
دلم گرفت و نوشتم تورا کنار خودم !
درون دفتر شعرم سرم به شانه ی توست
" دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟ "
عجب سوال قشنگی ، واین نشانه ی توست
زمان، به وقت رسیدن، به جمعه ای کوک است
...وزنگ ممتد ساعت ، ببین ، زمانه ی توست
قبول، صحنه ی چشمم غریب و ناجور است
" کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست "
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت   توسط سید جغفر حسینی
|
